روز چهارشنبه طبق قرار وبلاگی که هم در بلاگ فنز و هنرمندان پرشین بلاگ اعلام شد ،

 

قرار بود که به نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال بریم .

 

روز چهارشنبه حدودای ساعت 3.30 بعدازظهر به سمت مترو رفتم که به سر قرارمون یعنی

 

 ساختمان گلدیس برم ، اما این بار تنها ! ناراحت

 

چون یارغارم سمیه سر کار بود و قرار بود که به ما در نمایشگاه بپیونده . نیشخند

  

سیامک ساسانیان هم تماس گرفت و گفت که نمیتونه بیاد . ناراحت

 

در مترو بودم که که ساعت 3.50 دقیقه اس . ام .اس ، آقای آرش بابایی با این مضمون که

 

من جلوی گلدیسم به دستم رسید ، من هم جواب دادم که من در مترو هستم و دارم میام که

  

آقای بابایی تماس گرفتند و گفتند که هنوز کسی نیومده ! دل شکسته

 

بعد از تماس با آقای بابایی ، به هدیه زمانی زنگ زدم که تو کجایی ؟ گفت من مترو شهید

 

بهشتیم و دارم به سمت گلدیس میرم و منم گفتم که دارم میرسم .

 

ساعت 4 بود که به جلوی گلدیس رسیدم که دیدم بهنامترین وآقای آرش بابایی ایستادن ، بعد

 

 از سلام و علیک ، گفتم هدیه زمانی کو ؟ که دیدم اون طرف تر تنها ایستاده و خیلی خوشحال

 

شدم که دیدمش . لبخند

 

بهنامترین شروع کرد به تماس گرفتن با بچه ها که بیان و میلاد بهشتی هم تماس گرفت که

  

منم دارم میام ، خلاصه میلاد بهشتی و خانم مهشید تقدسی هم به ما پیوستن .

 

میلاد عکاس وی . آی . پی نمایشگاه بود . تشویق

 

حدودای 4.20 دقیقه بود که دیگه دیدیم کسی نمیاد و راه افتادیم به سمت نمایشگاه .

 

اصولا از جایی که آقایون بسیار جونشون رو دوست دارن و خیلی تریپ فرهنگی بازیشون

 

گل کرده بود ، بالاخره نظرشون بر ما تحمیل شد که باید از روی پل هوایی رد بشیم !ابرو

 

محض اطلاع : در 2 قرار وبلاگی قبلی ما از وسط خیابون شهید بهشتی رد شدیم !تعجب

 

از درب ورودی 3 بود که به سمت نمایشگاه رفتیم و اونجا هم خانم سمیرا نکویی هم به ما

 

پیوست و بهنامترین هم منتظر شد تا خانم ها بهاره یوسفی و نسرین یوسفی به ما برسند .

 

ما هم یواش یواش رفتیم و قرار شد که جلوی شبستان همدیگرو ببینیم .اونجا هم خانم  آنیتا

 

شکوری رو دیدیم که ایشون هم در قسمت اجرایی نمایشگاه مشغول بودند .

 

دیگه بهنامترین هم با خواهران یوسفی به ما پیوستن و میلاد گفت که اول به قسمت عکس

 

نمایشگاه بریم ، اونجا بود که یک سری از کارهای میلاد رو که به نمایش گذاشته بودن رو

 

هم دیدیم که خدایی عکس های قشنگی گرفته بود . تشویق

 

این وسط سمیه عزیزم ، با ما تماس می گرفت اما از اونجایی که آنتن دهی در مصلی بسیار

 

 قوی هستش ، ما اصلا صدای سمیه رو نمی شنیدیم که کجا هست که بخوایم پیداش کنیم . ناراحت

 

آقای بابایی طبق قراری که از قبل داشتن دیگه با ما خداحافظی کردند و از ما جدا شدند .

 

ما هم به قسمت نرم افزارهای نمایشگاه اومدیم و از اونجا بازدید کردیم و خرید هم کردیم .

 

سمیه هنوز تماس میگرفت اما صداش رو نداشتیم !خمیازه

 

اما یه نکته ای در نمایشگاه قابل توجه بود که نمایشگاه زیاد شباهتی به نمایشگاه رسانه های

 

دیجیتال نداشت ! چون اونجا شما هم کتاب فروشی میدیدید ، هم قسمت مشاوره ازدواج ، هم

 

فروش بسته های کارشناسی ارشد ! به قول سمیرا نمایشگاه خیلی دیجیتال نبود .

 

من پارسال هم  نمایشگاه رسانه های دیجیتال رفتم که به نظرم پارسال خیلی بهتر بود .

 

برای ساعت 6.15 دقیقه جلوی قسمت نرم افزارهای آموزشی همگی جمع شدیم برای

 

خداحافظی ، که میلاد و سمیرا در نمایشگاه موندن ، اما من و هدیه و بهنامترین و مهشید و

 

بهاره و نسرین راه افتادیم به سمت مترو مصلی .جاتون خالی یه آب میوه هم خودمون رو

 

مهمون کردیم و تا مترو با بچه ها کلی بحث در مورد مسائل اجتماعی کردیم ! خدایی

 

بهنامترین خیلی مشاوره توپیه ، کلی بهره بردیم از حرفاش !نیشخند

 

ازگفتن حرفای گفته شده کاملا معذورم،میخواستین تشریف بیارید تا دربحث شرکت کنید ! زبان

  

دیگه در مترو بود که با بهنامترین خداحافظی کردیم و به سمت منزل راهی شدیم .

 

ازاینکه با دوستان خوبی چون : مهشید وبهاره ونسرین آشنا شدم خیلی خوشحالم ، بسیار

 

دخترخانمهای نازنینی بودن . قلب

 

اما از اینکه سمیه رو در نمایشگاه پیداش نکردیم ، خیلی ناراحت شدم ، باهام که تماس گرفت

 

گفت که من کله همتون رو میکنم . شیطان

 

این هم عکس هایی از نمایشگاه که میلاد زحمتشو کشیده . وبلاگ میلاد

 

کودکان و رسانه

 

 

نمایشگاه رسانه های دیجیتال

 

جوانان و رسانه

 

 

نمایشگاه رسانه های دیجیتال

 

و ....

 

نمایشگاه رسانه های دیجیتال

 

در کل خاطره بسیار به یادموندنی برامون ثبت شد .

 

از همه عزیزانم که قبول زحمت کردند و تشریف آوردن کمال تشکر و سپاس رو دارم .قلب

 

ایشاا... در قرارهای وبلاگی بعدی که به همین زودی خواهد بود ، شما عزیزان روهم ببینیم .

 

........................................................................................

 

پ.ن 1 : جای همه کسانی که نبودن خالی !

 

پ.ن 2 : به قول آقای کاووسی : دیجیتالم کجا بود ؟ نیشخند

 

پ.ن 3 : باز هم خاطره یک روز به یاد موندنی .

  

پ.ن 4 : عکس دسته جمعی برای یادگاری یادمون رفت بندازیم !چشمک

 

                                                                                            نگار _ مهر 88

لینک مطلب از وبلاگ : نگار نیک نفس