سلام

اینبار با گزیده ای از مطالب هنرمندان پرشین بلاگ که به صورت رندم انتخاب شدند 

در خدمت شما هستیم:

 

مثل دانه های ترش انار بر کیک عصرانه ات

مرا به حبه های بنفش

بگذار کنار هم

میان درز پنهان پیراهنت را  

کسی نمی داند


فرض کن من این خوشه های کبودم به ظرف بلور  

که تا مهمان شما بیاید این بار

شراب می شوم

چند حبه از دهان من چیده ای هنوز

کسی نمی داند

 

ادامه در وبلاگ من مادرم هستم

 

کلمات از نیامدنت می آیند 
پاشیده می شوند روی ویرانی ام
مثل درد به زندگی ام می چسبند
مثل حرف توی دلم مانده ای
جدا نمی شوی از مرداد
و مردنم
از پیراهن زرشکی ات   که تن پوش رگهایم بود
 
کلمات از نیامدنت می آیند
از عادت کردی به از دست دادنم
به از راه دور می بوسمت
و مردن از کنار تو آسان نبود

 

ادامه در وبلاگ کلیجا

 

تا حالا شده یک دفعه یاد آدمی بیفتید که سالهاست به یادش نبوده اید؟ دیشب خواب یکی از همکلاسی هایم را دیدم . خواستم از او بنویسم فقط برای این که به خودم یادآوری کنم هنوز به یاد دوستانم هستم و اگر از یادشان غفلت کرده ام باید این غفلت را جبران کرد.

سال ١٣٧٠بود(فکر کنم) کلاس دوم دبیرستان بودیم. دبیرستان غیر انتفاعی امام رضای مشهد درست پشت ساختمانی که بعدها محل کارم شد: روزنامه ی قدس

 

ادامه در وبلاگ آرش شفاعی